|
1. همسرسخنگوي دولت: زن وزير به چه درد مي خورد؟ ایول فاطی...ایول! خوشم میاد حرف دل ما رو می زنی. این زن منا برن وزیر وکیل شن که چی؟ بابا زن بشین تو خونه کهنه ات رو بشور.بری کار کنی که چی؟ با مرد نامحرم مراوده کنی؟ پس کی خونه رو اداره کنه؟ کی کون بچه بشوره؟ مخصوصن که تو این دوره زمونه همه مردا سه چهار تا شغل با هم دارن؛ وظیفه ی تو تو خونه سنگین تره. اصلن تعجب میکنم حالا که یکی مث این فاطی پیدا شده که خیر تو رو میخواد تو چرا پشت پا به بختت می زنی؟ نه نه...اومدی و راه نیای! استادیون؟ فوتبال؟ لنگ و پاچه مرد نامحرم؟ نکنه می خوای بشینی قاطی این اراذل تشویق هم بکنی؟ نه نه.ببین تو اساسن افرینشت یه جوریه که از ورزش بی نیازی. نبینم دیگه از این حرفای فمینیسمی بزنی. نه. این فمینیسما همه شون خرابن.اینا خودشون شوهر پیدا نکردن، میخوان راه خیر تو رو هم ببندن. اینا میخوان همه زنا خراب شن و همه مردا زن ذلیل. نعوذ با... 2. هشتاد نفر از فرمانده معزول نيروی انتظامی به خاطر باجگيري و ارتشا، شكايت كردهاند چرا اینا وقتی میخوان گند بزنن به یکی از همه طرف خرابش می کنن؟ این مردک هر گهی که میخواد باشه؛ این هشتاد نفر تا حالا کجا بودن؟ از این فرهنگ لاش خوری که اینا رواج می دن بدم میاد. چرا وقتی فرمانده بود کسی صداش در نیومد؟ پ.ن. بی ربط: از دو تا از اهنگای سنتوری خوشم میاد... رفیق من،سنگ صبور غم هام به دیدنم بیا که خیلی تنهام.. هیشکی نمی فهمه چه حالی دارم چه دنیای رو به زوالی دارم...لا لای لای (از جماعت روشنفکر به خاطر سلیقه ی خالتورم عذر میخوامJ ) نرگس
دوری یکی از سخت ترین تجربه های من است.انگار یک وزنه سنگین به قلبم بسته اند، که کاری نمی توانم بکنمش؛ جز تحمل. یک ازمایش است؛ تحمل زندگی بدون حضور فیزیکی کسی که دوستش داری.اینکه بتوانی همه جا بدون او باشی و خودت را سرحال نشان دهی.و اینک چقدر خوشی ها بدون او کوچکند.خنده هام بودنش را کم دارند. نبودن او یک واقعیت تلخ و گریز ناپذیر است که فعلآ باید باهاش بسازم. اما دوری؛ یک لیاقتی هم می خواهد. نگه داشتن عشق و پروراندنش، اعتماد و گذشتی که می خواهد، در شرایط ما کار هر کسی نیست. از این بابت به خودمان و عشقمان افتخار می کنم. نرگس
می خواهم
به شما پیشنهاد کنم خودخواه باشید. به این مفهوم که خودتان باشید. در
مسیحیت گفته می شود همسایه خود را دوست بدارید. در بسیاری از مکاتب فلسفی غیر
مذهبی هم ترویج دوست داشتن همسایه و اطرافیان زیاد به چشم می خورد. از گذشته
ی بسیار دور تا به امروز مغز ابنای بشر با این دست پندها و این قبیل صادرات اندرز
عجین بوده است. تمامی
جنگ ها و کشتار ها هم نه در کره مریخ بلکه در همین زمینی که صبح
تا شب دوست داشتن همسایه تبلیغ شده است رخ داده است. به نظر
من تمامی فجایع ذکر شده در تاریخ بشر دقیقا به دلیل همین راهنمایی های اخلاقی رخ
داده است. چرا
که بنیانگذاران جوامع همگان را به دوست داشتن همسایه شان ترغیب کرده اند ولی
هیچگاه به آن ها تعلیم نداده اند که خود را دوست داشته باشند. کسی که
خود را دوست ندارد، چگونه می تواند دیگران را دوست داشته باشد؟ گویی جامعه
از افرادی ساخته شده است که همدیگر را دوست می دارند ولی از دوست داشتن چیزی نمی
فهمند. جامعه
از انسان های خودخواه اجتناب می کند چرا که ترجیح می دهد آنها به همسایه دوستی قلابی
خود افتخار کنند. فکر می
کنم اگر خودخواه باشیم خواهیم توانست برای اولین بار مزه ی یک زندگی انسانی را بچشیم.
|
Aboutدی 1388آذر 1388 آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 خرداد 1384 اردیبهشت 1384 فروردین 1384 Links
زیتون
عکسهایی از 13 آبان 88،تهران |